بازگویی بخشی ازآداب و رسوم درتهران نه چندان قدیم

 

 


رسوم فراموش شده

تاریخ تنها روایت انسانها نیست. تاریخ به هر آنچه در گذشته بود ه و اینك نیست را شامل می‌شود این شامل هر چیزی می‌تواند باشد. یك گویش می‌تواند بخشی از تاریخ باشد و به عنوان یك حافظه تاریخی مطرح باشد و یا پوشش‌هایی كه انسانها در گذشته استفاده می‌كردند نیز در مطالعات تاریخی حائز اهمیت است چرا كه بسیاری از پوشش‌ها نشان از فرهنگ خاص و یا جایگاه اجتماعی فرد بود. در این بین اما می‌توان به فرهنگ و آداب و رسوم نیز اشاره كرد و البته این فرهنگ و یا آداب و رسوم به فرهنگ جاری اشاره نمی‌كند و اگر قصدمان بررسی یك بخشی از تاریخ است باید به آداب و رسومی اشاره كرد كه در گذشته بود و چه بسا در حال حاضر وجود ندارد اما نباید از این نكته نیز غافل شد كه بسیاری از آداب و رسوم كه در حال حاضر در بین مردم جاری است تحت تاثیر آداب و رسوم گذشته است و یا حتی به نوعی امروزی شده آداب و رسوم جاری در گذشته است.به هر رو بسیاری از آداب و رسوم‌ها می‌توانند تبدیل به فرهنگ هر جامعه‌ای بشوند به‌طوری‌كه این تبدیل‌ها باعث تفاوت بین افراد می‌شود و از این روست كه هر قومی فرهنگ خاص خود را پیدا می‌كند و همین تفاوت فرهنگ است كه اقوام را از هم جدا می‌كند و هر قومی فرهنگ خاص خود را پیدا می‌كند.البته به مرور آن آداب و رسوم تبدیل به فرهنگ می‌شود كه در حافظه تاریخی افراد باقی بماند. البته در شرایط فعلی و آنچه كه ملاحظه می‌شود مرزهای فرهنگی در حال كمرنگ شدن است و به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان خرده فرهنگ‌ها در حال كمرنگ شدن هستند و این خرده فرهنگ‌ها همان‌هایی هستند كه ریشه تاریخی طولانی ندارند اما فرهنگ‌هایی كه قدیمی‌تر هستند ثبات خود را حفظ كرده‌اند. به هر رو در این شماره ما به شرح بعضی از آداب و رسوم در تهران قدیم خواهیم پرداخت كه در حال حاضر بسیاری از آنها دیگر وجود ندارند و فقط در حافظه‌هایی مانده‌اند كه آنها را دیده‌اند و با از بین رفتن این افراد این آداب و رسوم به عنوان بخشی از تاریخ در خواهند آمد. آنچه ما به آن خواهیم پرداخت تحت عنوان فرهنگ عامه نیز عنوان می‌شود و علت نامگذاری‌اش به عنوان فرهنگ عامه استفاده در میان عامه مردم بوده است.شاید بیان این آداب و رسوم نوعی یاد آوری باشد برای آنهایی كه زمانی این آداب و رسوم را دیده‌اند و بازگویی این آداب و رسوم برای كسانی است كه آنها را ندیده‌اند اما در موردش شنیده‌اند.در اینجا باید عنوان شود كه این نوشته میسر نمی‌شد مگر با استفاده از نوشته‌های افرادی كه در این زمینه تحقیق كردند و نوشته‌هایی را به یادگار گذاشته ان .



رمضان در سال‌های دور
تهران قدیم از نظر عبور و مرور مقرراتی خاص داشت به آن معنی كه دو ساعت است از شب گذشته در ارگ تهران و وسط چهار سوق بزرگ بازار طبل می‌زدند كه آن را طبل «برچین برچین» می‌گفتند. كسبه با شنیدن صدای طبل بساط خود را جمع می‌كردند و سه ساعت بعد از غروب نیز شیپور خاموشی نواخته می‌شد و عبور و مرور قطع می‌گردید، اما در ماه مبارك رمضان تمام این مقررات لغو می‌شد و مردم تمام شب را آزادانه در شهر رفت وآمد می‌كردند و در حمام‌ها، مساجد، زورخانه‌ها و قهوه خانه‌ها تا نزدیك سحر باز بود. اعلام غروب و افطار نیز در تهران و شهرستان‌های كوچك و بزرگ تا چندین سال پیش جالب بود. در تهران تا 50 سال پیش هر كدام از میدا ن‌های چهارگوشه شهر به دو توپ در ایام رمضان مجهز می‌شد و هر غروب و سحر با شلیك 3 تیر مومنان را از پایان روزه و آغاز شب با خبر می‌كرد. رمضان ماه خدا و نیایش و راز و نیاز و نیز ماه دوستی و نزدیكی مردم با یكدیگر بود، زیرا مردم معتقد بودند كه قهر و دشمنی با برادران دینی به روزه و نماز آنها لطمه می‌زند و عبادتشان مورد قبول قرار نمی‌گیرد. به همین دلیل قبل از آغاز ماه رمضان به دیدار یكدیگر می‌رفتند و طلب بخشش می‌كردند، ضمنا در طول ماه نیز با گستردن سفره افطار از دوستان و آشنایان، مخصوصا مستمندان پذیرایی می‌كردند. این رسم در حال حاضر بیش و كم برقرار است. سفره قلمكار و پارچه‌ای افطار كه به آن پیش افطاری می‌گفتند با غذاهای تهرانی تزئین می‌شد. غذاهای تهرانی عبارت بودند از ترحلوا، شیربرنج، نان روغنی، شیر، مربا، فرنی، خرما، خاكشیر یخ مال (شیره تابستان)، پالوده سیب (ویژه تابستان) و در زمستان حلوا ارده پس افطاری هم عبارت بود از شامی كباب، چلوكباب، آبگوشت، چلوخورشت، كوفته، كباب حسینی و كباب بره كه البته این غذاها بر سر سفره كسانی فراهم می‌شد كه صاحب آن دستش به دهانش می‌رسید. پس از افطار شب چره و به قول فرنگی‌ها دسر شروع می‌شد كه عبارت بود از زولبیا و بامیه، پشمك، باقلوا و قطاب و انواع میوه‌های فصل (بعضی از دسرهای یادشده، مثل زولبیا و بامیه همچنان جزو رسوم رمضان تناول می‌شود.)
غذاهای سحر بیشتر از برنج درست می‌شد چون تشنگی به دنبال نداشت و به قول قدیمی‌ها آب نمی‌كشید. در تابستان موقع سحر از خوردن دوغ و ماست خودداری می‌كردند، زیرا تشنگی ایجاد می‌كرد و به جای آن هندوانه و خربزه می‌خوردند. مردم برای بیدار شدن به موقع و تناول سحری نیز راه‌های مختلفی داشتند به‌طور مثال یكی از راه‌هایی كه از قدیم الایام تهرانی‌ها برای بیداری سحر از آن استفاده می‌كردند صدای بانگ خروس بود. از این رو وجود خروس را در خانه خوش یمن می‌دانستند، بخصوص خروس سفید چهل تاج كه نشانه خیر و بركت بود یا در ماه رمضان همسایه‌ها با هم قرار می‌گذاشتند هر كسی سحر زودتر بیدار شد، همسایه‌های دیگر را هم بیدار كند. در صورتی كه خانه‌ها دیوار به دیوار بود با كوبیدن مشت‌های پیاپی به دیوار، در غیر این صورت به درخانه همسایه می‌رفتند و كوبه در را می‌كوبیدند تا از خانه صدای «كیه» بلند شود و مطمئن شوند اهل خانه بیدارند.
در شب‌های رمضان مردم تهران برای خود سرگرمی‌هایی ترتیب می‌دادند كه هنوز هم بعضی از آنها معمول است. در این شهر معمولا هر دسته از تهرانی‌های بعد از تناول افطار و شام و به جا آوردن نماز رهسپار محله دیگری می‌شدند. آنها كه ورزشكار بودند به زورخانه می‌رفتند، جوان ترها جایشان اغلب در قهوه خانه بود، هر شب ورزشكاران محلات مختلف برای دید و بازدید به زورخانه محلات دیگر می‌رفتند و شب دیگر در محله می‌ماندند تا بازدید پس بدهند. ترنابازی و سخنوری نیز سنت ماه رمضان بود. كسانی كه به قهوه خانه محلات دیگر می‌رفتند، چند غزلخوان و خوش نفس همراه می‌بردند كه به قول معروف در زمان جریمه شدن با خواندن غزل كنف نشوند. مساجد محلات شهر از شلوغترین مراكز عمومی به حساب می‌آمد كه پذیرای اكثر قریب به اتفاق اهالی به شمار می‌رفت. معمولارسم بر این بود كه اكثر مساجد، نماز جماعت مغرب و عشاء را در اول اذان بر پا می‌كردند و نمازگزاران با یك خرما روزه خویش را باز كرده، سپس به خانه رفته، افطار می‌كردند و بعد از گذشت ساعتی مجددا به مسجد باز می‌گشتند. برنامه مسجد عموما به این صورت تنظیم شده بود كه ابتدا واعظ منبر می‌رفت و پس از سخنرانی بلافاصله درس قرآن شروع می‌شد كه اكثر علاقه مندان آن نوجوانان و جوانان بودند. ناگفته نماند كه این سبك و روش كماكان چون گذشته در مساجد برقرار می‌باشد.


آداب ازدواج در قدیم
ازدواج از جمله مراسمی بود كه آداب و رسوم خاصی برای خود داشت به‌طوری كه هنوز كه هنوز است بسیاری از قدیمی‌ها این آداب و رسوم را به‌یاد دارند در گذشته نه چندان مراسم ازدواج باید بر طبق اصول خاصی برگزار می‌شد البته در این بین افرادی كه متمول بودند مراسم ازدواجشان متفاوت‌تر بود به‌طوری كه گاهی 7 شبانه روز مراسم ازدواج آنها طول می‌كشد. مراسم ازدواج شامل مراحل متفاوتی بود كه ما در اینجا به بعضی از آنها اشاره خواهیم كرد.


جهاز برون
چند روز قبل از عروسی و گاهی روز قبل از آن، مراسم جهاز بران صورت می‌گرفت. برای جهاز بران چند نفر طبق كش به همراه چند قاطر اجیر می‌شدند تا وسایل جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل كنند. علاوه بر طبق كش‌ها، عده‌ای نقاره زن نیز استخدام می‌شدند تا در طول راه به هنرنمایی بپردازند. قبل از رسیدن گروه مزبور چند نفر جلوتر به خانه داماد می‌رفتند و قسمتهایی از خانه داماد را كه برای عروس در نظر گرفته شده بود، نظافت كرده و به اصطلاح آب و جارو می‌كردند. هنگامی كه جهیزیه در خانه داماد جای می‌گرفت. فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی كه آورده بودند را نشان داماد می‌داد و از وی بابت آنها رسیدی دریافت می‌كرد كه به آن سیاهه می‌گفتند. علاوه بر آن دادن انعام به طبق كش‌ها و نقاره‌چی‌ها جزو وظایف داماد به حساب می‌آمد. طبق كش‌ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند كه نقل‌ها و پارچه‌های كف طبق‌ها را كه برای تزئین تدارك دیده شده بود را برای خود بردارند وسایل جهیزیه طبق توافقی كه قبلا بین خانواده‌های عروس و داماد صورت گرفته بود تهیه می‌شد. به عنوان مثال گاهی عبارت بود از: دیگ، قابلمه، ملاقه، آبكش، مجمع‌های مسی، آفتابه لگن و اسباب دیگری همچون رختخواب، متكا، پشتی، پرده، سماور، بلور و علاوه بر همه اینها، آینه و قرآن جزو اصلی مهم‌ترین وسایل جهیزیه به شمار می‌رفته است.



مراسم عقد كنان
مراسم عقدكنان را معمولا در خانه عروس انجام می‌دادند و برای انجام این امر اتاقی را در نظر می‌گرفتند كه مراسم عقدكنان در آن اجرا می‌شد. قبل از شروع مراسم چند نفر از زنان خوش سلیقه و خوشبخت فامیل، برای تزئین سفره عقد در اتاق مزبور حاضر می‌شدند و با ظرافت خاصی اسباب سفره را در سرجای خود می‌چیدند.
اسباب سفره عقد عموما عبارت بود از: نقل و شیرینی، چند كله قند، چند لاله یا جار، گلابدان، خنچه، اسپند، كاسه‌ای آب كه رویش یك برگ سبز باشد و.... به هنگام عقد عروس را مقابل آینه و رو به قبله می‌نشاندند و به هنگامی كه عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می‌دانستند كه عروس خانم حتما در آینه نگاه كند تا بدین ترتیب بختش همچون آیینه صاف و روشن باشد و همچنین در موقع خواندن خطبه دو زن سپیدبخت دو سر پارچه‌ای سفید را گرفته و در بالای سر عروس نگاه می‌داشتند و زن سپیدبخت دیگری به نیت شیرین شدن زندگی عروس بر سر او قند می‌سایید و در این هنگام فرد دیگری با یك سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادی كوك بر پارچه مزبور می‌زد. به هنگام این كار زیر لب می‌خواندند:
دوختم، دوختم،
زبان مادر شوهر،
خواهر شوهر،
جاری و پدرشوهر را دوختم.

 

بازگویی بخشی ازآداب و رسوم درتهران نه چندان قدیم

 

بردن عروس
پس از جاری شدن خطبه عقد و مراسم عقد كنان چند ساعتی را به زدن ساز و رقص و شادمانی سپری می‌كردند. آنگاه چند نفر از خانه داماد با اسب سفیدی برای بردن عروس می‌آمدند. عروس را سوار بر اسب كرده و در جلوی آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نیز جاروكشان و سپس اسب عروس حركت می‌كرده است. وقتی قافله عروس به خانه داماد می‌رسید باید داماد به پیشواز عروس می‌رفت و نارنجی به طرف وی پرتاب می‌كرد. اگر عروس می‌توانست نارنج را در هوا بگیرد نشانه آن بود كه عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد. هنگامی كه می‌خواستند عروس را به خانه داماد ببرند پسربچه نابالغی را آورده و یك بقچه حاوی نان و پنیر را به وی می‌دادند و بچه موظف بود كه این بقچه را به كمر عروس ببندد و با این نان و پنیر عروس را روانه خانه داماد می‌كردند. وقتی كه عروس می‌خواست پایش را در آستانه در خانه داماد بگذارد. فندق یا گردویی را زیر پایش قرار می‌دادند تا به این ترتیب هرگونه طلسمی كه برای عروس شده از بین برود در هنگام ورود، عروس زیر لب می‌گفت یا عزیزالله، به این نیت كه عزیز شوهرش بشود و در این موقع داماد باید با بالای سر در خانه برود تا عروس از زیر پاهای او عبور كند تا بدین طریق در زندگی بر سر عروس مسلط باشد در موقع ورود داماد به اتاق عروس نیز، كفش‌های عروس را در بالای در قرار می‌دادند تا بدین ترتیب عروس بر سر داماد مسلط باشد. بعد از اینكه عروس به خانه داماد وارد شد زن‌های فامیل می‌آمدند و شروع به شادمانی می‌كردند. آنان بر سر عروس و داماد مانند سرعقد نقل و پول می‌ریختند و می‌گفتند كه هر گاه از این نقل دختر دم بختی بخورد به زودی بختش باز می‌شود.



پاتختی
یكی از مجالسی كه پس از عروسی به اجرا در می‌آمد مراسم پاتختی بود كه بلافاصله بعد از شب عروسی و در اولین صبح برگزار می‌شد. در این مراسم عموما نزدیكان عروس و داماد شركت داشتند و عده‌ای نیز دعوت می‌شدند تا برای شادمانی مهمانان هنرنمایی و نوازندگی كنند. همچنین در صبح بعد از عروسی، داماد موظف بود كه با مادر زن خود ملاقاتی داشته باشد و از او به خاطر دختر پاكی كه به او داده تشكر كند.


وعظ و سخنرانی مذهبی
تا پایان سلطنت محمدعلی‌شاه، مجالس تعزیه معمولا در ایام ماه محرم و صفر در تهران اجرا می‌شد، ولی در دوران احمدشاه در ساختمان تكیه آقا در حصار بوعلی شیران (جنوب نیاوران) به دستور كامران میرزا نایب السلطنه، تعزیه خاص ماه رمضان بعدازظهرها تا قبل از افطار در مقابل احمدشاه و خانواده سلطنتی اجرا می‌شد. كسبه تهران قدیم در ماه رمضان غیراز بقال، قصاب و خباز عموما تعطیل می‌شدند، زیرا اكثر مردم به دلیل شب زنده داری تا ظهر روز بعد خواب بودند. در كنار عبادات روزهای ماه رمضان، تفریحاتی نیز برای روزه داران معمول بود كه از آن جمله معركه گیری درویش‌ها و مارگیرها در فضای باز مساجد معروف تهران مثل مسجد سپهسالار و مسجد جامع بازار و سرقبر آقا دیدنی بود. در داخل شبستان مساجد محلات پس از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر برنامه وعظ و تبلیغ آغاز می‌شد. تا قبل از مشروطه و وعاظ در مبنای فقط مسائل دینی مطرح می‌كردند. بعدها سیدجمال‌الدین اصفهانی (پدر محمدعلی جمال زاده) در ماه رمضان مسائل سیاسی را نیز در منبر مطرح می‌كرد. آن مرحوم در مساجد سیدنصرالدین و مسجد شیخ عبدالحسین (مسجد آذربایجانی ها) سخنرانی‌های مذهبی و سیاسی می‌كرد و تندنویسان آن زمان بیانات سید را نوشته و در روزنامه معروف جمالیه منتشر می‌كردند.
در دوران پهلوی دوم نیز واعظ معروف، استاد علامه فلسفی در سال‌های قبل از كودتای 28 مرداد سال 32، ظهرها بعداز نماز جماعت در مسجد سلطانی سخنرانی می‌كرد كه به‌طور زنده از رادیو تهران پخش می‌شد. بعد از كودتا برنامه سخنرانی آن مرحوم به مسجد آقاسیدعزیزالله بازار منتقل شد كه تا پایان دهه چهل ادامه داشت. در آن دوران دو مجلس سخنرانی بسیار پرجمعیت ظهرها در تهران برگزار می‌شد كه در درجه اول منبر حاج آقا فلسفی بعد از نماز آیت الله العظمی خوانساری در مسجد آقاسیدعزیزالله و مجلس دیگر، سخنرانی حضرت آیت الله مكارم شیرازی بود كه ظهرها در مسجد ارگ برگزار می‌شد. در زمان ناصرالدین شاه پس از بنای مسجد سپهسالار از آقا شیخ ملامحمدعلی معروف به حاج آخوند رستم آبادی تقاضا شد كه در ایام ماه مبارك رمضان در این مسجد اقامه جماعت نماید و ایشان این دعوت را اجابت كرد. ضمنا بعد از نماز، آن مرحوم در مسجد مردمی نیز می‌رفت كه نماز جماعت و منبر حاج آخوند در رمضان در عهد ناصری جزو باشكوه‌ترین نماز جماعت مجلس وعظ در سطح تهران آن روزگار به شمار می‌رفت. شایان ذكر است ایشان یكی از فاضل‌ترین شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف اشرف بود كه در سال 1332 قمری در سن 82 سالگی در زادگاهش رستم آباد شمیران بدرود حیات گفت. مزارش در كنار بوستان اختیاریه واقع در محله اختیاریه زیارتگه اهالی و به قولی وجود تربتش خیروبركت منطقه است.
منبع: tehrooz.com



رپورتاژ
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن خراطین
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
انجام پایان نامه مدیریت
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
آپسان موتورز پارس
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری
سایت مربوط به قیمت قطعات کامپیوتر
فال حافظ
توضیحی درباره صنعت پرورش شتر مرغ
دستگاه تصفیه آب خانگی
تور لحظه آخری پر طرف دار کشورهای تایلند مالزی دبی و کیش
مبل تالار یا صندلی مبل تالار پذیرایی
خرید بلیط چارتر هواپیما

لینک های مفید
آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | صندلی هتلی | تابلو سنکرون و پارالل دیزل ژنراتور | کاغذ دیواری | کاغذ دیواری |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.